نغمه ی آخر مضراب شور بود.
نغمه ی آخر
ضرباهنگ سنگین جنون ،
قدر ِ قاف ،
مضراب شور بود...
چشم در چشم جام و بال در بال رهایی
نغمه ی آخر را ساز می کرد؛
داستان دیرین گریز را،
آوای شیدای شهر آشوب را،
اما هیچ اش هوشیوار جامه دران من نبود
جام دید و باده را،
مست را ندید...
شیدایی ِ رهایی را در گریزی جنون وار به تعبیر استاده بود.
چه بی ادعا جام ِ جان در جامه دران جنونش فرو ریختم...
زهر نای آغاز واپسین اش
سراندازی به جان آمیخته ا م بود
نای آخر
جام آخر
جان آخر...
جام آخر دید
و
آخرین جامه ندید...
نغمه ی آخر، دوگاه ِ جام و جامه هاست
شرح سوزناک قدر و قا ف هاست
نچیده بوستان ِ چیدستان ناز و نیازهاست
جاودانِ قصیده ی تنهایی ماست ...
+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 0:28  توسط بهرنگ
|
